سوزوگذار عشق
سوزوگذار عشق
ساقی جامی دگر لبریز کن سینه ام زان باده ات گلریز کن
جامی باید برگرفت ودر کشید این قفس باید شکست وپر کشید
مست ومخمور از شراب ناب تو از خم وپیمانه پرتاب تو
ان سبوح وان می گلگون خوش است عشق لیلی بردن مجنون خوش است
انکه گویدعاشقی پروانه نیست سوزش پروانه افسانه نیست
درس عشق وعاشقی اموختن در بر معشوقه ساختن
بنگر امشب عاشق دیوانه را سوختن وافروختن پروانه را
دل پریشان سینه سوزان پرشور غرق عشق ومست ومخمور بی خبر
درکشیده ساغر وپیمانه را بردریده از تن جامه را
قادری راشوروشوقی دیگر است شمع سوزان است واتش برسراست
شاعر:مرحوم خلیل قادری سعدی
+ نوشته شده در جمعه ۲۲ شهریور ۱۳۹۲ ساعت 21:33 توسط مرحوم خلیل قادری سعدی
|